شب های مجردی

 دو شب دوستانه

آروین با دوستش ایلیا 48 ساعته دوستانه برگزار کردند...

روز چهارشنبه ایلیا برای اولین بار بدون خانواده شب جایی دیگر از خانه خودشون خوابید چه جالب تجربه اول قسمت خانه ما بود....تا ساعت 2 شب بیدار بودند ...

روز پنج شنبه وقتی ایلیا می خواست بره خانه خودشان کلی خواهش کرد خاله بزار اروین بیاد ...منم نگوکه خدای دل رحمی هستمبا آقامون مشورت کردیم و روادید رفتن آروین به خانه آزاده رو صادر کردیم

اما این همان و آن همان که پسر ما هم اولین تجربه شب ماندن بدون ما را در خانه دوستش چشید...آروین بدون ما قبلا خانه مادر مانده بود اما نه جای دیگر

از همه جالبتر احساس رضایت این دو کودک مرا شادمان میکرد طوری که کودکی خودم را فراموش کرده بودم عشقی که از مهمانی و ماندن خانه فامیل داشتیم...البته با گوشزد آقا رضا یادم امد این شادمانی را ما هم  سپری کرده ایم.

روز مرد 95

روزهایی که بوی مرد می دهد البته نه بوی جوراب مرد

بلکه بوی انسانیت  بوی غیرت بوی عشق به خانواده بوی خستگی های یک مرد در حال تلاش بوی پاکی و صداقت

در یک کلام بوی مرد واقعی میدهد

مردی پیرو علی...

همان مردی که مرد است...

همان مردی که سایبان زن و فرزندش است...

همان مردی که با نبودش رکن خانه میلرزد...

همان مردی که آب میشود اما انقدر محکم می ایسد کسی آب شدنش را نمیبیند...

همان مردی که سختی میکشد تا زن و فرزندانش سختی نکشند...

همان مردی که هیچ گاه دستان زن و فرزندانش را رها نمی کند...

همان مردی که  نشانه استقامت است نشانه قدرت است...

مخصوصا قدیم ندیما وقتی یک کار مهم یک کار نشدنی یک دعوا یا هر چیز دیگر بود میگفتند اگر مردی بیا جلو!!!!یادش بخیر

خدایا ممنون که به من دو تا مردددددددددد دادی...

خدایا ممنون

خدایا از درگاهت هدیه ای لایق این دو مرد (همسر عزیزم پسرنازم) می خواهم بله.... فقط این که:::

هیچ گاه هیچ گاه و هیچ لحظه ای آنها را تنها مگذاری آنها را به تو سپرده ام.همیشه حافظشان باش.آمین یا رب العالمین

 

از آروین گلم بگم که مدتیه منتظر روز مرد هست ...چند بار پرسیده مامان چند روزه دیگه روزمونه!!!....پسر معصوم و پاکم در انتظار هدیه روز مرد هست تا حالا از آروین نپرسیدم روز مرد یعنی چی؟

 

...رضا جان همسرم روزگارت بر وفق مراد بگذرد و همیشه در سلامت باشی...

روزت مبارک

هیچ چیز لایق خوبی ها و محبت های تو را ندارد

جانم فدایت

آروین گلم نور چشم منی خیلی خوشحالم  از موقعی که متوجه روز مرد شدی خودت رو مرد خانه حساب کردی و خیلی هم برات مهمه

بهترین های عالم در کمال سلامتی و آرامش تقدیم تو باد

 


پی نوشت:

1-چند هفته قبل از روز مرد برای پسر گلم لباس آبی اناری سوآرز تیم بارسا رو خریده بودم....جالبترین نکته اینه که باباجون مهربون با اینکه از خرید من خبری نداشت پاکش آبی اناری بارسا رو با کفشی بسیار زیبا برای آروین خریده بود...با اینکه انواع لباس ورزشی نیمار و رونالدو بقیه فوتبالیست های نامی رو داره مخصوصا مسی چه در بارسا چه در آرژانتین ....اما باز با دیدن هیچ کدام از کادو های روز مردش به اندازه این ست لباسش ذوق زده نشد

 

2-خیلی خیلی جالب تر این بود که آروین از دو هفته قبل از روز مرد هرروز به من میگفت بیا برای بابا لباس تیم بارسا بخریم....این پسر با هوش به طرق مختلف از باباش میپرسید که ببینه چه رنگیش رو دوست داره!!! آخه این تیم چند رنگ و مدل لباس داره....

 

3- مهمترین  نکته این پست اینه که همسر بنده هنوز کادو اصلی من رو نپذیرفته

 

 

عید 95

نوروز 95 هم با خوب و بدش گذشت...

با نبودن بزرگتری دیگر به نام باباحاجی ...این نوروز هم گذشت اما بوی خاصی داشت...

روز مادر هم امسال در دل همین روزها قرار گرفت...

ولی برای من مامان این خانواده با اینکه هم از تاج سرم همسرم هم پسر گلم کادو گرفتم اما دروز دلچسپی نبود...

الهی به حق بهترین بنده هاش کسی نا ارامی نداشته باشه...

پسر مهربون ما هر سال که میگذره خیلی بیشتر درک عیدیش بالا میرهاما حیف که امسال عید ما مثل هر سال نبود...اخه سال اول باباحاجی بود و هیچ جایی نرفتیم...همین که جایی نرفتی حدود 500 تومن عیدی گرفتی

امیدوارم که سالی سرشار از خوبی سلامتی آرامش و مملو از خبرهای خوب خوب باشه برای هممون از جمله پسر گلممممممممممممممممممممممممم

سیزده بدر هم بهمراه باباجون و دوست بابا صبح زود رفتی باباکوهی...

الان که من مینویسم شما برنیمکت علم و دانش تکیه دادی و به صحبت های معلم گوش میدی