بوی مهر 94-95
حدود 4 ساعت از ورود پسر گلم به مدرسه گذشته...بله امروز چهارشنبه اول مهر 94 است.
وقتی بهمراه کیمیا و رویا راهی مدرسه شدیم زمانی که وارد شدیم فقط صدای دوستات میزدی با ما خداحافظی کردی و گفتی بریم خونه(البته خانم مدیر خانم امیریان همینطور توی بلندگو خواهش میکرد پدر و مادرها مدرسه را ترک کنند)...عزیزم خدا همراهت باشه و امیدوارم در تمام ساعات موفق و پیروز و سلامت باشی...
هفته گذشته اتفاق جالبی افتاد :
اینکه 25 شهریور بخاطر کار سمینار بابا ساعت 8 صبح باید تهران میبودیم...روز قبلش یعنی سه شنبه با ماشین خودمون راهی تهران شدیم...شب رسیدیم...صبح هم سر ساعت به کارمون رسیدیم البته دکتر وکیلی هم بهمراه خانواده حضور داشت...بعد از انجام امور همگی برای ناهار رفتیم دربند...مهمتر از همه برنامه آن روز آروین بود بهمراه آقا رضا (البته برخلاف عرق رنگی !!!!)ساعت 5.5 در ورزشگاه آزادی باشند برای تماشای بازی پرسپولیس و سایپا ...یعنی یکی از آرزوی های پسر گل بود که مستقیم بازی آبی ها یا قرمز ها را در آزادی ببینه... (البته این اولین تجربه در ورزشگاه آزادی بود : پسرمون قبلا تماشای مسقیم در ورزشگاه حافظیه رو داشته) بعد از برگشتشون ار آزادی آروین خیلی خوشحال بود . عزیزم صورت قرمز شده شیپور قرمز بدست فقط برام تعریف میکرد ...خوشم میاد کلا فوتبال رو دوست داری کاری به رنگش نداری جز در موارد خاص...امیدوارم که همیشه خوشحال باشه گل پسر خونمون...
الان که مدرسه هست خیلی دلم براش تنگ شده اگر کیمیا و رویا نبودند خیلی سخت میگذشت چون آقا رضا هم سر کار تشریف داره...
روز شنبه 28 شهریور هم تولد همسر خوبم و بابای مهربون پسرم بود که خیلی شرمنده اون شدم فقط با کیک ساده ای که خودم درستیدم به استقبالش رفتم...واقعا نتونستم برم بیرون...چون تازه از سفر برگشته بودیم...با تمام وجودم در روز تولدش خوشحالی خاصی دارم .دوست داشتم اولین نفری باشم که بهش تبریک میگم اما خدا لعنت کنه این همراه اول و بانک رو که زودی بهش تبریک میگن!
دیگه ما مجبور میشیم از روز قبل بهش تبریک بگیم.ایشالله تنت سالم و لبت خندون باشه تکیه گاه ما.
گزارشی از مدرسه گل پسرم
مدرسه : دبستان مبعث پسران ناحیه 3 شیراز که امسال هم فقط دوم و سوم رو داره .
معلم کلاس دوم: سرکار خانم خوش خلق
کلاس: دوم شش
مدیریت: سرکار خانم امیریان
این وبلاگ رو با یاد خدا شروع و تقدیم میکنم به او که خداوند به ما هدیه داد (کودک عزیزم آروینarvin nekoei که در شنبه 12 مرداد 87 ساعت 21.55 دقیقه بالهای سفیدش را بسوی این دنیا باز کرد).